أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
957
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 7 ) . ناكرمتر . ( 8 ) . ناكفف ، نك . يادداشت 3 . ( 9 ) . نسخهء الف : ناكيس ، بايد خواند ناكيسر ؛ Platts ، 1117 : ناگيسر ( n gesar ) . ( 10 ) . الجلنار ، نك . شمارهء 260 . ( 11 ) . نسخهء الف : تافاشر ، نسخهء فارسى : نافاشره ، محيط اعظم ، IV ، 135 : نارفاسيس . ( 12 ) . ابن سينا ، 457 : « به همان وزن . . . » . ( 13 ) . چنين است در نسخهء فارسى و ابن سينا ، 457 ؛ در نسخهء الف اين واژه پاك شده است . 1035 . ناردين 1 ارجانى : اين - « سنبل » رومى است و از لحاظ رشتهها و موها به سنبل نمىماند بلكه چوب شكافته پوشيده از رشتههايى اندك است ؛ در مزهاش تلخى احساس مىشود . ديسقوريدس 2 : برگهاى [ ناردين ] دراز و سرخاند 3 ، گلهايش [ از نظر رنگ ] به موم مىمانند 4 و همهاش در تركيب عطر وارد مىشود ؛ اين ناردين اقليطى است . آن گياهى كوچك است كه همراه گل 5 درمىآورند و در دستههايى كه در مشت جاى دارد مىبندند . قبلا بايد روى دستهها آب بپاشند 6 و آنها را از خاك تهى كنند ، [ براى اين كار ] آنها را روى كاغذ در جاى مرطوب قرار مىدهند و روز ديگر از خاك پاك مىكنند . آنگاه بر اثر رطوبت ، نيك همراه بد فرو نمىريزد 7 . [ ناردين ] را با گياهى همانند آن و به نام طراغون 8 يعنى « بز » مىآميزند . تفاوت آن با ناردين در اين است كه بويى ناپسند همانند بوى بز دارد ، ساقه ندارد ، بسيار سفيد و برگهايش كوتاهتر از برگهاى ناردين است . ريشهاش تلخى ندارد و خوشبو نيست . اگر مىخواهى كه نيروى ناردين حفظ شود ، پس برگهايش را دور بينداز ، ريشهها را خرد كن 9 و آنها را بكوب تا نرم شود ، با شراب خمير كن ، قرصهايى تهيه كن ، آنها را در ظرف گلى تازه قرار ده و سرش را محكم ببند . بهترين [ ناردين ] - تازه ، خوشبو ، كلفت با ريشههاى بسيار است و به آسانى ريزريز مىشود . برگهاى ناردين كوهى به برگهاى گزنه 10 مىمانند ، شاخههايش نيز همينگونهاند ، اما كوچكتر از گزنه ، خشن نيستند و خار ندارند . اين [ ناردين ] داراى دو ريشه يا بيشتر است ، آنها همانند [ ريشه ] خنثى 11 سياهرنگ و خوشبواند اما بسيار نازكتر و كوچكترند . بر خلاف [ ناردين ] اقليطى نه شاخه ، نه گلها و نه ميوههايش مفيد نيست و تنها از ريشههايش استفاده مىكنند ، اما همه اجزاى [ ناردين اقليطى ] را به كار مىبرند 12 .